تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم - بوی باران - قیصر امین پور
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

بوی باران - قیصر امین پور

ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت

شد خزان به پایت بهار باور من
سایه بان مهرت نمانده بر سر من

جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی

چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من بهارم بهشت من کجایی؟

 


جان من کجایی کجایی که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهاده ام ، به گوشه ای نشسته ام

ادامه مطالب ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 20:29  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |