|
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی
|
نوشته ای از قیصر امین پور دراولین شماره سروش نوجوان
فروردین 1367
ما حاشیه نشین هستیم
مادرم می گوید:"پدرت هم حاشیه نشین بود،
در حاشیه به دنیا آمد ، در حاشیه جان کند و در حاشیه مرد."
من هم در حاشیه به دنیا آمدم
ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم
برادرم در حاشیه بیمارستان مُرد
خواهرم همیشه مریض است. همیشه گریه می کند، گاهی در حاشیه گریه، کمی هم می خندد
ماردم می گوید: "سرنوشت ما را هم در حاشیه صفحه تقدیر نوشته اند."
و هر شب ستاره بخت مرا که در حاشیه آسمان سوسو می زند به من نشان می دهد.
ولی من می گویم:"این ستاره من نیست"
و من در حاشیه به دنیا آمدم
در حاشیه بازی کردم
همراه سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشیه زباله ها گشتم تا چیز به درد بخوری پیداکنم
من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم
در مدرسه گفتند:"جا نداریم"
ماردم گریه کرد.
مدیر مدرسه گفت:" آقای ناظم اسمش را در حاشیه دفتر بنویس تا ببینیم"
من در حاشیه روز به مدرسه شبانه می روم
در حاشیه کلاس می نشینم.
ادامه مطالب ...