تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم - فصل هایی که با هم خواندیم
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

این یک گزارش است از شبی به یاد ماندنی در تالار خاطره ها - تالار وحدت تهران-  پنج شنبه ۵/۷/۱۳۸۶

موسيقي - نمايش «اين فصل را با من بخوان» به كارگرداني محمد رحمانيانلدی الورود استاد انتظامی پدر ( عزت الله انتظامی ) را می بینم که با همان سرزندگی همیشگی باز هم دارد با کسی حرف می زند. مرد جوانی در کنار استاد می ایستد و می گوید : راحله خانم! و او گوشی موبایلش را تنظیم می کند تا از همسرش که با افتخار در کنار آقای بازیگر ایستاده عکس بگیرد. استاد هم دعا می کند که : ایشالا همیشه دلتون شاد باشه و لبتون خندون!

قصد ورود به تالار را دارم که استاد راه می افتد و من به رسم ادب پشت سر ایشان وارد می شوم. در لابی ُ تابلوهای نقاشی خط با موضوع بسم الله چیده اند.

خانم و آقایی روی یک میز کوچک شیشه ای دارند سی دی های آثار مجید انتظامی را می چینند... علاوه بر آثار مجید انتظامی ، کانی سپی گروه کامکارها ، بهیگ زنده یاد مسعود بختیاری ، دلاویزترین استاد محمد نوری و سوگواران خموش علیرضا فربانی هم دیده می شوند. 

پوستری دیگر از محصولات نی داوود توجهم را به خود جلب می کند . چیزی که شاید بیش از 6 سال است دنبال آن می گردم. سمفونی فلک الافلاک کامبیز روشن روان. ( واقعا چه جاهایی رو که به خاطر این اثر نگشته ام توی این سال ها ) از متصدی می پرسم که خودش از پخش کننده هاست و به ش می آید از نی داوودی ها باشد، می گوید کاست آن منتشر شده و تا 15-20 روز دیگر هم اگر حمایت بشویم سی دی آن را منتشر می کنیم. مریم مقدس هم در همین حول و حوش منتشر می شود. تازه علاوه بر آثاری که قبلا نی داوود اعلام کرده بود ( روز واقعه ، آژانس شیشه ای ، بوی پیراهن یوسف ، از کرخه تا راین ، جایی برای زندگی و مریم مقدس ) 6 اثر دیگر هم قرار است منتشر شود . مثل دیوانه ای از قفس پرید.

علي تفرشي در اجرايي از موسيقي فيلم «بوي پيراهن يوسف»از عوامل برنامه فقط علی تفرشی را می بینم که با لباس همیشگی اش در حال تردد است : یک دست مشکی. از قبل مطمئن بودم در قطعه بوی پیراهن یوسف ، ناله های او را خواهیم شنید.

زنگ سالن ساعت 20:42 نواخته می شود و صدای بعضی سازها مثل ترومپت و ویولن از پشت پرده شنیده می شود که دارند کوک می شوند.

... نوازندگان با تشویق حضار وارد می شوند و  ساعت دقیقا 21 است. پیشقراول گروه ، چون همیشه ، ارسلان کامکار عزیز است. استقبال عالی است. طبق صحبت هایی که از کناری ها می شنوم پشت درها هم غلغله و دعواست! از الان پیداست که شاهد یکی از اجراهای به یادماندنی خواهیم بود. استقبال ، اصلا با اجرای سمفونی ایثار سال 1385 قابل مقایسه نیست. البته یادم هست که همان سال گذشته که از مسوولین برنامه ( بنیاد شهید ) پرسیدم ، ضعف اطلاع رسانی را دلیل استقبال کم اعلام کردند. اما نمی دانم امسال ایثار چگونه اجرا شد. حداقلش این است که امسال حضور محمود احمدی نژاد و برخی از وزرا روحیه بخش بود.

موسيقي - نمايش «اين فصل را با من بخوان» همزمان با هفته دفاع مقدس در تالار وحدت برگزار شدساعت 21:4 دقیقه گروه کر وارد می شوند و صدای کوک اصلی سازها همزمان بلند می شود ، روی نت سل.

چراغهای سالن راس 21:08 خاموش می شود و مجیدخان وارد می شود با همان شور همیشگی . بعد از کلی احساسات ،همه خاموش می شوند. مهتاب نصیرپور که وارد می شود رسما برنامه آغاز می شود. با صدایی که در سالن می پیچد : " کیست که مرا یاری کند؟ "

22:43 اجرا خاتمه می پذیرد و حسین پارسایی و حسین مسافر آستانه ،  نادر رجب پور ، رهبر گروه کر و مهتاب نصیرپور کنار انتظامی روی سن می آیند و به احساسات حاضرین پاسخ می دهند.

بخش پایانی سمفونی خرمشهر بار دیگر با شوری وصف ناپذیر که حرکات پراحساس رهبر ارکستر ( مجید انتظامی ) و صدای دف و دمام شور آن را دوچندان کرده باردیگر اجرا می شود.

جای همه خالی ! مدت ها بود گریه نکرده بودم...

+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 21:52  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |