|
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی
|

م علیکم
این هم مصاحبه این بنده شوپلیشک با جناب ملانصرالدین - دام نثره و نظمه - که در روزنامه همشهری روز ۸/۱۰/۱۳۸۳ صفحه یک شهروند چاپ شده بید!
البت مصاحبه خیلی بیشتر از این حرفا بود که به خاطر ضیق کاغذ چاپ نشد.
متن مصاحبه
قسمت هايی از مصاحبه:
حتي آقاي صابري هم در مورد ظرفيت بعضي ها آگاهي لازم را نداشت و ما نمي دانستيم اگر در موردش چيزي بنويسيم فردا عليه گل آقا شكايت خواهد كرد يا حمايت مي كند. خيلي ها را تصور مي كرديم اگر يك انتقاد كوچولو به آنها بشود مي آيند و محوطه گل آقا را شخم مي زنند و جايش يونجه مي كارند! ولي همان عده كساني بودند كه وقتي با آنها وارد بحث مي شديم، مي ديديم از حاميان اصلي گل آقا بودند و همين ها باعث شدند كه طنز خيلي رشد بكند.
من معتقد بودم كه در واقع چيزي كه طنز را نجات مي دهد، نوشتن 4 تا مطلب و نوشته نيست و ما در عرصه طنز هنوز كار پژوهشي خوب انجام نداده بوديم. آقاي زم گفتند طرح بدهيد و من طرحي نوشتم و دادم. هم كار پژوهشي و هم كار اجرايي داشت.
سياستمدار با شعور، سياستمداري است كه بيايد اين كارها را جمع بكند و بگويد مشكلات كار ما كجاست تا بياييم و آن را برطرف كنيم، نه اينكه طنز پرداز را برطرف كنيم! طنز پرداز فقط دارد مشكلات را منتقل مي كند. بعضي وقت ها سياستمداران ما فكر مي كنند طنز پرداز دارد راز افشا مي كند. سياستمدار خوب كسي است كه به طنز پرداز بگويد دست شما درد نكند. اصلا شما اين حقوق را از ما بگير و هميشه از اين تند ترش ها را بنويس.
اصلا من به اين نتيجه رسيده ام كه مردم ما از طنز سياسي خسته اند. آنچه براي مردم مهم است مساله معيشتي آنهاست. هنوز ما سر اينكه زباله را كي دم در بگذاريم مشكل داريم. هنوز حق همديگر را مي خوريم. يكي مي آيد آب دهن گوشه خيابان مي اندازد. يكي فين مي كند. يكي روي جعبه سيب درشت مي چيند و زيرش ريز. تلفن همراه درست مي كنند كه در طول روز دو تا تماس بدون قطع و وصل نمي تواني بگيري. اينها مگر مشكل نيست؟ اينها مسايل سياسي نيست!