تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم - سفره خونین
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

با عجله خود را به خانه رساند.

همه جمع شده بودند.

برادر و زن خودش را رها کرد. نمی توانست برایشان کاری بکند.

و اعظم یک ساله و اکرم چهارساله را چسبید.

بچه ها را خودش و یکی از بستگان، به شهر رساندند، با موتور

و همسایه ها کمک کرده بودند تا برادر و همسرش را به شهر برسانند ، روی تریلی تراکتور


ساعتی بعد، مردم ۱۱ نفر را تشییع کردند

که مادری جوان و دو فرزند خردسال در میان آنان بودند.


...و سفره خونین صبحانه ای که گشوده مانده بود

و تراکتورهایی که سر زمین روشن مانده بود...

 

۱۱ مهرماه ۱۳۵۹ شهرک شهید منتظری دزفول هدف راکت و تیربار هواپیماهای عراقی قرار گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 16:28  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |