تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم - احساس - 2
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

خواب دیدم مجسمه می دزدند

اما هر چه خواستم بیدار شوم ، نشد


خیلی ذوق کرده بودم

احساس می کردم یک جورهایی

با شهریار و سعدی و استاد معین

به صورت سببی فامیل شده ام


+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اردیبهشت1389ساعت 1:45  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |