
باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین
باید به سینه رفت زاینجا تا فلسطین
... جانان من اندوه لبنان کشت ما را
بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را
***
کلا ما ایرانی ها را هیچ کس نمی تونه بشناسه، حتی خودمون
در سایت یوتیوب که به خاطر سیاست های غلط
، عین خیلی از سایتای دیگه فعلا تو ایران ف ی ل ت ر شده ، یک کلیپی منتشر
شده با عنوان "برادر گام برادر
- همپای جلودار" . البته انتشار این کلیپ به شهریور 88 بر می گرده . من
ندیده بودم تا امروز که یکی از دوستان عزیز در فیس بوک منتشر کرد.
خیلی تعجب کردم. وقتی می دیدم سرودی که
سرتاسرش بوی انقلاب و امام و فلسطین و جهاد و لبنان می ده به این شکل روی
تصاویری مربوط به حوادث بعد از انتخابات مونتاژ شده.
جالبه. این شعر پر است از اون چیزایی که تهیه کنندگان این کلیپ باهاش مخالفت می کنن و برای ماها که سال ها با این سرود بودیم و شنیدیم کاریکاتوری و شبیه شوخی بود بیشتر .
از شاعر گرفته تا خواننده تا گوینده همه کسایی هستند که مواضعشون کاملا مشخص بوده توی این سال ها.
حمید ممتحنی معروف به "استاد حمید
سبزواری" شاعر این سرود حماسی و تکرار نشدنی است. شعر بلندی با بیش از 50
بیت که بخش هایی از اون تو این سرود خونده شده ، با دکلمه فرج الله سلحشور
( کارگردان یوسف پیامبر ) و آواز سید حسام الدین سراج عزیز ( که آن روز
تنها 22 سال داست ) در آواز اصفهان و با ریتمی بسیار حماسی و شورانگیز
این سرود در آلبوم شماره یک نینوا از
محصولات حوزه هنری در سال های آغازین انقلاب منتشر شد. شعر آن را استاد
سبزواری در سال 1359 سروده بود که در همان سال هم اجرا و ضبط شده بود.
قبلا هم در جایی به این آلبوم اشاره کرده بودم.
در این آلبوم همچنین فرج الله سلحشور مثنوی معروف استاد علی معلم دامغانی
در مورد عاشورا را دکلمه کرده است : روزی که در جام شفق مل کرد خورشید /
بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید
از بخش های دیگر این آلبوم :
- شهر شهر خون است / کوچه خون است / لاله خون است
- گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهر ما بوی شهادت می دهد
** لینک آلبوم در سایت حسام الدین سراج : http://www.hesamseraj.com/Albums/Album_17.asp

این ها سرودهایی بود که تا سال ها سرمشق گروه های سرود مدارس و مساجد بود و همچنان یادآور روزهای سخت جنگ تحمیلی. بلندگوهای پایگاه های بسیج . مساجد و محله ها هم با این آلبوم خیلی آشنا بودند.
اما همپای جلودار. آن قدر تلویزیون این
سرود را پخش کرده بود که دیگه از دهن افتاده بود. ولی چند سال بود که خیلی ها
آن را نشنیده بودن و یک آدم خلاق(!) اومد و اون رو چسبوند به راهپیمایی
های بعد از انتخابات.
اما در این کلیپ خبری از بیت های اصلی
این شعر نیست: جانان من اندوه لبنان کشت ما را / بشکست داغ دیر یاسین پشت
ما را / جانان من برخیز بر جولان برانیم / زآنجا ز جولان تا خط لبنان
برانیم / و ... ای یاوران باید ولی را یاوری کرد
در نهایت تعجب دیدیم که جور دیگری
استفاده شد. عین همون چیزی که استاد شجریان در مورد آثارشون گفته بودن که
تصاویر تلویزیون با محتوای اون سرودهایی که ایشون خونده بودن همخوانی
نداشت. البته بحث حقوقی ش رو نمی دونم که آثار مالکیتش با صداو سیما بوده
یا نه؟ حالا بگذریم
دلیل همه این جور تحریف ها و قاطی پاتی
شدن ها ، یکی ش همین ف ی ل ت ر کردن هاست. وقتی همه درها بسته باشه و شما
هی بگی نگاه نکن و نبین و نخون و ننویس. یه کسایی بلند می شن و از این
کارا می کنن ( به درست بودن یا غلط بودن فکرشون کار ندارم ) . یکی هم
قاطعانه نمی گه : نه ، این تصاویر ربطی به اون موسیقی نداره.
غرض ، برای رفع هر گونه شک و شبهه . و
روشن شدن افکار نسل جدید که اون موقع تشریف نداشتن تا اصل این شعر و سرود
رو گوش بدن. متن کامل شعر حمید سبزواری رو تقدیم می کنم.
به امید سربلندی همیشگی ایران و همه ایرانیان عزیزتر از جان
همپاي جلودار
وقت است تا برگ سفر، بر باره بنديم
دل بر عبور از سد خار و خاره بنديم
از هر كران بانگ رحيل آيد به گوشم
بانگ از جرس برخاست، واي من، خموشم
دريا دلان راه سفر در پيش دارند
پا در ركاب راهوار خويش دارند
گاه سفر را چاوشان فرياد كردند
منزل به منزل حال ره را ياد كردند
گاه سفر آمد، نه هنگام درنگ است
چاووش مي گويد كه؛ ما را وقت تنگ است
گاه سفر آمد، برادر گام بردار
چشم از سفر، از خورد، از آرام بردار
گاه سفر آمد برادر، ره دراز است
پروا مكن بشتاب، همت چاره ساز است
گاه سفر شد، باره بر دامن برانيم
تا بوسه گاه وادي ايمن برانيم
وادي نه، ايمن،ها مگو، بايد سفركرد
از هفت وادي در طلب بايد گذر كرد
وادي نه ايمن، رهزنان در رهگذارند
بيم حرامي نيست، ياران هوشيارند
وادي نه ايمن، جاده هموار است ما را
اميد بر عزم جلودار است ما را
وادي پر از فرعونيان و قبطيان است
موسي جلودار است و نيل اندر ميان است
شيطان ز دريا بسته راه و آسمان نيز
غم نيست او خسران برد از اين و آن نيز
شيطان هزاران فتنه گر در كار دارد
غم نيست، يزدان كارشان دشوار دارد
ره توشه بايد، كو؟ بياور كوله بارم
اميد را ره توشه بهر راه دارم
ره توشه بايد، پاي من، هموار پوباش
هفتاد وادي پيش رو گر هست، گو باش
ره توشه بايد، عزم را در كار بندم
دل برخدا، آنگه به رفتن بار بندم
ره توشه بايد، صبر را در دل نشاندم
وادي به وادي باره، تا منزل كشاندم
ره توشه بايد، مرغوا مشنو ز هر كس
ره توشه ما را شوق ديدار حرم بس
تنگ است ما را خانه، تنگ است اي برادر
بر جاي ما بيگانه ننگ است اي برادر
ننگ است ما را خانه بر دشمن نهادن
تاراج و باج و فتنه ر ا گردن نهادن
تاراج و باج و فتنه را گردن نهاديم
خفتيم غافل خانه بر دشمن نهاديم
خفتيم غافل از معاداي حرامي
كرديم سر تسليم ياساي حرامي
خفتيم غافل، رزم را از ياد برديم
بس داوري بر محضر بيداد برديم
خفتيم و دشمن داد، ني، بيدادمان داد
خواب و خور و افيون و مستي يادمان داد
دشمن، سرا بگرفته و راه نفس هم
دست عمل بشكسته و پاي فرس هم
تاراج شد تاراج، هر كالا يمان بود
خاموش شد هر نغمه كاندر نايمان بود
ما خامش و او هر طرف شور و شغب كرد
تاوان خورد و خفت و مستي را طلب كرد
سينا و طور و غزه را بلعيد با هم
ما خفته و او در تهاجم قدس را هم
جولان به جولاني دگر بگرفت از ما
مانديم ما سرگشته او را قدس و سينا
فرمان رسيد: اين خانه از دشمن بگيريد
تخت و نگين از دست اهريمن بگيريد
يعني كليم آهنگ جان سامري كرد
اي ياوران، بايد ولي را ياوري كرد
وقت است تا زاد سفر بر دوش بنديم
دل بر پيام دلكش چاووش بنديم
چابك سواران، رهروان احرام بستند
دل بر طنين اين صداي عام بستند
آهنگ رفتن كن كه ما را چاره فرداست
واماندن از اين كاروان، درد است، درد است
بايد خطر كردن، سفر كردن، رسيدن
ننگ است از ميدان، رميدن، آرميدن
وادي به وادي سينه بايد سود بر راه
منزل به منزل رفت بايد تا سحرگاه
گر خاره، ور خارا و گر دور است منزل،
حكم جلودار است، بربنديم محمل
ما را گريزي جز كه آهنگ سفر نيست
عزم سفر كن فرصت بوك و مگر نيست
باور مكن افسانه افسونگران را
همراه بايد شد در اين ره كاروان را
باور مكن اميد ديدار حرم نيست
گامي فرا نه، تا حرم جز يك قدم نيست
از دشت و دريا در طلب بايد گذشتن
بيگاه و گاه و روز و شب بايد گذشتن
گر صد حرامي، صد خطر، در پيش داريم
حكم جلودار است، سر در پيش داريم
حكم جلودار است، بر هامون بتازيد
هامون اگر دريا شود از خون، بتازيد
فرض است فرمان بردن از حكم جلودار
گر تيغ بارد، گو ببارد، نيست دشوار
جانان من برخيز و آهنگ سفر كن
گر تيغ بارد، گو ببارد، جان سپر كن
جانان من برخيز بر جولان برانيم
زانجا به جولان تا خط لبنان برانيم
آنجا كه جولانگاه اولاد يهود است
آنجا كه قربانگاه زعتر، صيد، صود است
آنجا كه هر سو صد شهيد خفته دارد
آنجا كه هر كويش غمي بنهفته دارد
جانان من اندوه لبنان كشت ما را
بشكست داغ دير ياسين پشت، ما را
جانان من برخيز بايد بر جبل راند
حكم است بايد باره تا دشت امل راند
جانان من برخيز و زين بر بارگي نه
زي قدس، زي سينا، قدم يكبارگي نه
بايد ز آل سامري كيفر گرفتن
مرحب فكندن، خيبري ديگر گرفتن
بايد به مژگان رفت گرد از طور سينين
بايد به سينه رفت زينجا تا فلسطين
بايد به سر، زي مسجدالاقصي سفر كرد
بايد به راه دوست، ترك جان و سركرد
جانان من، برخيز و بشنو بانگ چاووش
آنك امام ما عَلَم بگرفته بردوش
تكبير زن، لبيك گو، بنشين به رهوار
مقصد، ديار قدس، همپاي جلودار
لینک
یادداشتی از علی شیرازی در سایت سوره مهر که به طور مفصل به مجموعه آلبوم
های "نینوا" پرداخته است. با توضیحاتی درباره "همپای جلودار" :
http://www.iricap.com/magentry.asp?id=5355
این هم لینکی درباره ساختار زبانی این شعر و نگاهی فنی به بهره گیری از زبان خراسانی در این شعر:
http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=6120&id=64725

دریافت سرود «همپای جلودار»
دریافت در قالب WMA (مناسب ویندوز) حجم: 1.51 مگا بایت
+
نوشته شده در یکشنبه 5 اردیبهشت1389ساعت 16:17 توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|