|
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی
|
منبع : وبلاگ غزلکده 2
نوشته : برادر عزیز و شاعر مرتضی آل کثیر
لینک : http://alekasir.blogfa.com
تاریخ انتشار : 15/1/1389
----------------------
اگر نیامدی ای بیقرار باکی نیست
شب از نیامدن آفتاب شاکی نیست!
کسی که از دل تاریکی ام خبر می بُرد
نگفت با نفسم جز غم اصطکاکی نیست
جلوی غیرت پیچک به بر نگیر مرا
تو هرزه گردی و آغوشم اشتراکی نیست
به سر نبرده ایم تا مرا ورق بزنی
به نخل طبعی ِ من دست ِ سینه چاکی نیست
چقدر سبزی و پاییز می کنی بر تن
مگر (هلاکوی) طبع تو را هلاکی نیست؟
اگر تو مستی مرگی خماری ام تا کی؟
مگر بجز تو در این شوره زار ،تاکی نیست؟
عطش تمامی دار و ندار پرواز است
برای بال زدن آسمان ملاکی نیست
-----------
یادداشت من:
1
اگر برای دیدن ما رنجه می کنی قدمی
ببخش در دل این غم سرا "فلاسکی" نیست
زدوده است رنگ بهار از رُخت ، ز دولت عشق
غبار، غالیه سا گشته ، رنج "ماسکی" نیست
عزیز! خانه ما گرچه تنگ و تاریک است
ولی به "میر" قسم منزل " شکاکی" نیست
اگر چه این ور تصویر "غیرت" و "پیچک"
به جز تو اون ور تصویر "هیچکاکی" نیست
گشوده است جهان دست اشتیاقش را
ولی برای تو جز شوش خاکی نیست
جز انتشار "شب""آفتابی ات" با من
برای "تیتر درشت" سحر "خوراکی" نیست
زیاده جسارت است
یا علی
-------------
2
من که ته این غزلتو گرفتم ، چقد سیاسی بود!