تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم - برسد به دست بهار
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

- سلام بهار جان! خوش اومدی ، صفا اوردین ، بفرمایید. شرمنده کردید با این همه سرسبزی و شادی. تو رو خدا بفرمایید دم در بده.

- نه باید بروم . هنوز خیلی جاها مانده که باید سر بزنم. تازه سهم شادی دختر نرگس خانم هنوز مانده. فقط پول خرد داری؟ رفتن به اون جاها یه کم کرایه ش بالاس!

- ....!

- چه عطر شکوفه ای! زنده باشی بهار. سفر بی خطر.

...

....

اِ اِ وایسا ! چترت جا موند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اسفند1388ساعت 0:58  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |