تبليغاتX
و یکی گفت ... - بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور - بخش اول

و یکی گفت ...

... و یکی گفت : راهی را برویم که حتما برسیم

بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور - بخش اول

خوشبختانه تونستم فایل pdf رو به متن تبدیل کنم. باز هم تشکر از "علی حکیمی" عزیز به خاطر یاداوری خوبش. هرچند باعث شد از خوابم بزنم و با اینکه دیشب تا صبح بیدار بودم و هنوز هم نخوابیدم بلند شم و با قیصر غزل دلتنگی بخونم ... تو قاف قرار من و من عین عبورم ! و الان ساعت 10 و 10 دقیقه است به وقت کوالالامپور

----------

   بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش

تو قاف قرار من و من عین عبورم

  

بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور

نوشته اسماعیل غلامی حاجی آبادی

 

زبان قیصر ، چه در دوبیتی های سال دورش ، چه در رباعی ها و غزل ها ، چه در نثر و چه در تمام فضاهایی که قلم زده یا سخن گفته ، زبان خاصی است، با نگاهی خاص.

 

تبم ترسم که پیراهن بسوزد

ز هُرم آه من آهن بسوزد

مرا فردوس می شاید که ترسم

دل دوزخ به حال من بسوزد

 

یا

 

پیشانی او به مرگ خندید ، شکافت

چون ماه ، که چون روی نبی دید شکافت

با دست نبی رقابتی داشت مگر؟

آن تیغ که پیشانی خورسید شکافت

 

این ها نمونه هایی است از زبان ویژه و نگاه منحصر به فرد او. به قول استاد مرتضی کاخی :"او همیشه در اشعارش چیزی برای غافلگیرکردن خواننده دارد" ( بررسی و نقد دفتر دستور زبان عشق /6 شهریور 1386)

 

در میان غزل های او ، به غزلی برمی خوریم با نام غزل دلتنگی. که به اتفاق آن را "دوباره" می خوانیم:

 

هرچند که دلتنگ تر از تُنگ بلورم

با کوه غمت ، سنگ تر از سنگ صبورم

 

واژگانی که او به کارگرفته مسحورکننده است. نه به این معنا که واژه ها و ترکیب ها ، واژه های نو یا ساخته او باشند، بلکه به خاطر استفاده از ساده ترین واژه ها درکنار هم برای رسیدن به یک ترکیب مفهومی و درعین حال در اوج بلاغت.

از طرفی شما مسحور کلام می شوید یا بهتر بگویم درگیر فضای معنایی اثر می شوید و از سویی محو این همه صنایع بدیع و دلربای ادبی به کار رفته در شعر او .

 

به واژه های دل تَنگ و تُنگ ، تنگ بلور و سنگ ، کوه غم و سنگ صبور ، یک بار دیگر دقت کنید.

 

صبر، تكيه اصلى اين بيت است. صبر درعين دلتنگى و درمقابله با كوه غم ها .

 

تنگ بلور هم اشاره به شكنندگى اين دل تنگ دارد. اما تنگ بلوار يا دل تنگى كه حتى كوه غم ها

نتوانسته او را بشكند. او، حكايت هميشگى سنگ و شيشه را كه در آثار ديگران فراوان ديده مى شود

گويى ناديده انگاشته.

 

***

اندوه من انبوه تر از دامن الوند

بشكوه تر از كوه دماوند، غرورم

 

چيزى كه به تنگ بلورى دل شاعر، خاصيت سنگ صبور داده ، غرور اوست كه آن را با شكوه تر

از كوه دماوند مى بيند. و دماوند به عنوان بلندترين قله ايران نماد بلندى و شكوه مى تواند باشد  ( من

اساسا نمى دانم، قيصر چرا اين همه در كوه ها و قله ها سير مى كرد. كاش فرصتى مى بود تا از او

مى پرسيدم(

او اندوهى به انبوهى دامنه الوند دارد. اما به سبب همان غرورى كه به آن اشاره شد و به سبب اين كه اساسا كوه دماوند در مقايس ها بلندتر از كوه الوند است، پس اندوه ، ناگريز بايد كوتاه بيايد.

وشاعر در دواره ها به فراوانى از اين غم و اندوه انبوه ياد كرده:

 

اولين قلم/ حرف حرف دارد را/ در دلم نوشته است/ دست سرنوشت/ خون درد را/ با گلم سرشته

است.../ درد حرف نيست/ درد، نام ديگر من است/ من چگونه خويش را صدا كنم؟

 

اى شكوه بى كران اندوه من!

آسمان- درياى جنگل- كوه من!

يا

اى غم اى همدم دست از سردل بردار ) نيلوفرانه 1  )

در جاهايى نيز طاقت صبر او طاق شده و به شكايت از اين غم برخاسته است.

 ------

غمى دارم، همچو مولانا/ شكايت دل / به ناله كنم ( نيلوفرانه  1 )


کلیک کنید : بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور - متن کامل

این جابجایی بین وبلاگ به دلیل "ان قلت" جدید بلاگفاس که همین جوری ایراد می گیره که متن باید کمتر از 80 کیلو باشه.

داشتیم آقای شیرازی عزیز؟ نه ، داشتیم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 5:44  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |