زن فالگیر
سرنوشتت، بی بادبان در دریای عشق راندن است
و سراسر کتاب زندگی ات کتابی ست از
اشک
و تو گرفتاردر میان آب و آتش
با وجود تمامی سوزش ها
و با وجود تمامی پی آمدها
و با وجود اندوهی که ماندگار است در شب و روز
و با وجود باد، گردباد و هوای بارانی
پسرم، پسرم عشق بر جای می ماند
پسرم، پسرم عشق بر جای می ماند
در زندگی ات زنی است با چشمانی شکوهمند
لبانش چون خوشه ی انگور
و خنده اش نغمه ی مهربانی
موی پریشان او چون مجنون به اکناف دنیا سفرمی کند
پسرم زنی را اختیار کرده ای که قلب دنیا
دوستدار اوست
اما آسمان تو بارانی ست و راه تو بسته ی بسته
و محبوبه ی قلب تو در کاخی که نگاهبانی دارد
در خواب است
هر آن که بخواهد به منزلگاهش وارد شود و هر آن که به
خواستگاری اش برود
هر آن که از پرچین باغش بگذرد
و گره ی گیسوانش را بگشاید
پسرم، ناپدید می شود ناپدید ناپدید
پسرم
پسرم به زودی در همه جا به جستجوی او
خواهی پرداخت
از موج دریا و کرانه ها سراغش را می گیری
و در می نوردی و می پیمایی دریاها و دریاها را
و اشک های تو رود ها را لبریز خواهد کرد
و غمت چون فزونی می یابد درختان سر بر می
کشند
پسرم اما روزی بازخواهی گشت، نومید و تن خسته
و آن زمان از پس گذار عمر خواهی دانست
که در تمام زندگی به دنبال رشته ای از دود بوده ای
پسرم معشوقه ی دلت نه وطنی دارد،
نه زمینی و نه نشانی
واه چه دشوار است پسرم عشق تو به زنی
که او را نام و نشانی نیست
پسرم پسرم
***
و سراسر کتاب زندگی ات کتابی ست از
اشک
و تو گرفتاردر میان آب و آتش
با وجود تمامی سوزش ها
و با وجود تمامی پی آمدها
و با وجود اندوهی که ماندگار است در شب و روز
و با وجود باد، گردباد و هوای بارانی
پسرم، پسرم عشق بر جای می ماند
پسرم، پسرم عشق بر جای می ماند
در زندگی ات زنی است با چشمانی شکوهمند
لبانش چون خوشه ی انگور
و خنده اش نغمه ی مهربانی
موی پریشان او چون مجنون به اکناف دنیا سفرمی کند
پسرم زنی را اختیار کرده ای که قلب دنیا
دوستدار اوست
اما آسمان تو بارانی ست و راه تو بسته ی بسته
و محبوبه ی قلب تو در کاخی که نگاهبانی دارد
در خواب است
هر آن که بخواهد به منزلگاهش وارد شود و هر آن که به
خواستگاری اش برود
هر آن که از پرچین باغش بگذرد
و گره ی گیسوانش را بگشاید
پسرم، ناپدید می شود ناپدید ناپدید
پسرم
پسرم به زودی در همه جا به جستجوی او
خواهی پرداخت
از موج دریا و کرانه ها سراغش را می گیری
و در می نوردی و می پیمایی دریاها و دریاها را
و اشک های تو رود ها را لبریز خواهد کرد
و غمت چون فزونی می یابد درختان سر بر می
کشند
پسرم اما روزی بازخواهی گشت، نومید و تن خسته
و آن زمان از پس گذار عمر خواهی دانست
که در تمام زندگی به دنبال رشته ای از دود بوده ای
پسرم معشوقه ی دلت نه وطنی دارد،
نه زمینی و نه نشانی
واه چه دشوار است پسرم عشق تو به زنی
که او را نام و نشانی نیست
پسرم پسرم
***
ترجمه شعر بسیار معروف شاعر بزرگ عرب ، نزار قبانی
ترجمه : استاد مرحوم محمود شاهرخی
لینک اصل شعر به عربی:
http://www.facebook.com/no
ترجمه انگلیسی شعر
http://www.facebook.com/no
لینک ویدیوی اجرای اصلی اثر
http://www.youtube.com/wat
http://www.youtube.com/wat
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 16:20  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|


