تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم - شعری از ساعد باقری برای عاشورا
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

شکفتن در بهار  زخم

ساعد باقری

 

چه رود  است این که  از آن سوی سدهای زمان جاریست

خروشان، موج در موج از کران تا بیکران جاریست

 

که می داند چه خواهد رست  از باران خون آلود

که گویی از گلوی پاره  هفت آسمان جاریست

 

هنوز آن  گردباد گرم « هو هو»ی جنون ورزان

ز دشت خونفشان تا کوچه های بی نشان جاریست

>>> متن کامل شعر ساعد باقری درباره عاشورا>>

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 10:38  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |