|
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی
|
متن کامل در سایه سار نخل ولایت
استاد علی موسوی گرمارودی
خجسته باد نام خداوند،
نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمیتوانم بود
که دیدن بزرگیات را، چشم کوچک من بسنده نیست
مور چه می داند که بر دیوارهی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می تواند ساخت
و من، آن کوچک ترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
چگونه اینچنین که بلند، بر زبر ماسوا ایستادهای
در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،
و زیر مهمیز کودکانهی بچّگکان یتیم،
و در بازار تنگ کوفه؟