|
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی
|
پرنده در پنجره - بخش دوم
سبک و بی سبکی
با آنچه گفته آمد، بسیار سخت است که قیصر را شاعری متمایز و متشخص و صاحب سبک بدانیم آن گونه که مثلا علی معلم و احمد عزیزی را می دانیم، یا حتی حسن حسینی و سلمان هراتی را. وقتی همه چیزشعر بهنجار و متعادل باشد، دیگر چه چیزی باقی می ماند که برای شاعر، تمایز سبکی بیافریند؟ تنها چیزی که می تواند غزل ، رباعی ، شعر سپید و حتی شعر نیمایی قیصر را از شعر دیگران جدا کند، قوت نسبی آن هاست و روشن است که قوت چیزی است و سبک چیزی دیگر.
شاید هم بتوان گفت، سبک قیصر، همین بی سبکی است، همین بهره مندی متعادل از هنرمندی های گوناگون. این بی سبکی به طور مطلق نه حسن است و نه عیب. سبک داشتن یک شاعر، یعنی تکرار پر بسامد بعضی هنرمندی ها در شعرش و این تکرار، گاهی می تواند افراط باشد. هر ویژگی سبکی، نشان یک قابلیت ویژه است و در عین حال، نشان رشد غیر معمول یکی از ابعاد شعر یک شاعر. معمولا شاعران صاحب سبک، مقبولیت های آنی و یا صنفی می یابند.
شعر اینان در مقاطع خاص و درمیان اقشار خاصی ناگهان نفوذ می کند و به مجرد عوض شدن موقعیت، ناگهان از اوج به حضیض می افتد. بنابراین، یک شاعر محافظه کار و حسابگر اگر به فکر جلب مخاطبانی ثابت و دایمی باشد، هیچ ضرورتی برای صاحب سبک شدن احساس نمی کند. ولی این را هم فراموش نکنیم که همواره هم حسابگری و محافظه کاری پسندیده نیست. شاعران صاحب سبک و خارج از هنجار، این توفیق را دارند که شعر را حداقل از جهاتی به پیش می برند.
اینان هرچند در جذب مخاطب عام توفیق بسیار نمی یابند، برای مخاطب های خاص چیزهایی دارند که آن محافظه کاران ندارند. به همین لحاظ ، به نظر می رسد وجود شاعران صاحب سبک، در مجموع به نفع ادبیات است. اینان مخاطب عام ندارند، ولی دست مخاطبان خاص را می گیرند و به جاهایی می رسانند. درست است که خاقانی و نظامی مقبولیت حافظ و سعدی را ندارند، ولی سهم آنان در پیشرفت شعر فارسی ، قابل توجه بوده و این هم امتیاز کمی نیست.
اما برای این که در دام خطرناک مطلق گرایی نیفتم، بلافاصله این را هم بگویم که هرآنچه درباره سبک و روش کار قیصر می گوییم، نسبی و در مقایسه با اقران اوست. قیصر البته در مقایسه با علی معلم و احمد عزیزی صاحب سبک نیست، ولی در مقایسه با انبوه شاعران بی هویت و رگ و پی دیگر، مشخصه های سبکی قابل توجهی دارد که بدان ها خواهیم پرداخت. لطفا این نگاه نسبی را تا آخر با خود حفظ کنید.
بخش نخست همین نوشته :