تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم - دغدغه بي‌تخفيف- حميدرضا شكارسري
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

شعر هرگز بي‌طرف نيست، چرا كه شاعر نمي‌تواند بي‌طرف باشد.

حتي تعهد شاعر به "هنر براي هنر" خود نوعي طرفداريست. طرفداري از فيزيك زبان و بي‌اعتنايي به ارجاعات بيرون متني كه خود نوعي اعلام موضع در برابر آن ارجاعات به‌حساب مي‌آيد.

در هنگامه‌هاي سياسي و اجتماعي "شعر طرفدار" بيشتر سروده مي‌شود چرا كه شاعر مي‌خواهد با شعرش پاسخي به سفارش‌هاي اجتماع بدهد.

 

"شعر مشروطه" چنين شعريست.

و "شعر انقلاب" نيز. شعر مشروطه به "نيما" مي‌انجامد و شعر انقلاب هم به شعر متعهد ديني با صبغه سياسي و اجتماعي امروز."شعر طرفدار" شعري برونگراست و "من" آن "من جمعي".

برونگرايي اين شعر به دليل وسعت و همه‌گيري حوادث سياسي و اجتماعي بزرگ و مقهور شدن شاعر در برابر ولع بياني و فضاي ژورناليستي و اقتدار مخاطب عام بروز مي‌كند و گاه اثر را به رسانه‌اي صرفاً معنارسان بدل مي‌نمايد."مي‌روم مادر كه اينك كربلا مي‌خواندم..."

 

اما شاعراني هستند كه حتي در اين وضعيت تلاش به برقراري نوعي تعادل بين فرم و محتوا را از ياد نمي‌برند. قيصر امين‌پور اگرچه گاه مقهور جريان قدرتمند "شعر طرفدار" مي‌شود اما غالباً در جهت رسيدن به آن تعادل به موفقيت‌هاي چشمگيري دست مي‌يابد.

 

اين موفقيت‌ها در قوالب "دوبيتي و رباعي"، "غزل" و "نيمايي" به‌منصه ظهور مي‌رسد و تا آخرين شعر او ادامه مي‌يابد.

"من همسفر شراب از زرد به سرخ
من همره اضطراب از زرد به سرخ
يك روز به شوق هجرتي خواهم كرد
چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ" ( در كوچه آفتاب )

 

"شعاع درد مرا ضرب در عذاب كنيد
مگر مساحت رنج مرا حساب كنيد
محيط تنگ دلم را شكسته رسم كنيد
خطوط منحي خنده را خراب كنيد..." >> متن کامل غزل
( تنفس صبح )

 

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 19:27  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |