|
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی
|
كارگرداني كه خودش می گفت «اولين كارگردان ايراني بودم كه قبل از بچه مسلمانهاي امروز، فيلمي را با بسمالله الرحمن الرحيم شروع كردم، و در تمام فيلمهايم جلوههايي از اعتقادات مذهبي خودم حضور يافت... .
چيزي كه برايم مطرح بوده ـ و از خيلي پيش هم مطرح بوده ـ مسالهي شروع زبان و فيلم با نام و ذكر خداست. مثلا در مغازه را در اول فيلم «سوته دلان» كه باز ميكنيم با «بسمالله الرحمن الرحيم» است، باكلام خداست. حالا مهم نيست اين قضيه را چگونه برداشت ميكنند، اما من مايل بودم با كلام خدا شروع كنم. چون در فيلمهاي ديگر هم همينطور بوده است.»
علي حاتمي به روايت علي حاتمي
زبان
از همان زماني كه نوشتن كارهاي نمايشي را شروع كردم، در جستجوي زبان خاصي بودم كه ويژگيهاي زبان ما را داشته باشد. در اين جستجو پيبردم كه ما براي بيان مقاصدمان در بيشتر اوقات صريح حرف نميزنيم. درحرفمايمان كنايه وجود دارد يا از امثال و حكم استفاده ميكنيم و يا حديثي از كتابهاي مقدس و يا قرآن مجيد ميآوريم.
اين لحن حرف زدن كمي شباهت به زبان قصهها دارد و ميدانيد كه زبان قصهها ـ حتي قصههاي بينالمللي ـ شباهت زيادي بهم دارند. بارها اتفاق افتاده كه براي اثبات نظرمان از اشعار قدما كمك ميگيريم و يا اگر بخواهيم كاسبكارانه به اين موضوع نگاه كنيم، ميبينيم كه حتي دورهگردها هم براي عرضه و فروش كالاي خود با لحني ريتميك و با قافيه مطاع خود را عرضه ميكنند. مثل: عسلي طالبي، عسل طالبي ، طلا گرمك و يا آهاي باقلاي تازه، خدا وسليه سازه، ما حتي براي اظهار مقاصد اجتماعي و سياسي هم از ريتم و قافيه استفاده ميكرديم. فرضا درگذشته اين شعر را ساخته بودند كه «نان و پنير و پونه ـ قوام گشنمونه» و يا براي ظلالسلطان كه آدم ظالمي بود اين شعر را ميخواندند «كفشات رو گيوه كردي ـ خواهرت رو بيوه كردي» چون شايع بود كه او شوهر خواهرش را كشته... .
اصراري كه براي رديف كردن ريتم و قافيه مصرف ميشد، گاه بنظر ميآمد، كه بعضي از كلمات بيمورد بكار گرفته شده، مثل پونه درمصرف «نون و پنير و پونه» ـ و واقعا همينطور است تا بهانهاي باشد كه مصراع دوم در جاي خود قرار گيرد و منظور گوينده بيان شده باشد. پس چنين زباني ريشه دارد و مربوط ميشود به خلق و خوي و فرهنگ مردم ما... . »