|
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی
|
|
دو زلفونت شب و روي تو ماهه از اين شب روزگار مو سياهه دلم شد راهي درياي چشمت از اين پس كار چشمم رو به راهه ز دست كفرِ زلفت داد و بيداد به درگاهت دل مو دادخواهه دلم تنها به درگاه تو روكرد كه بي روي تو بي پشت و پناهه ندارم شاهدي جز چشم مستت كه اشكم شاهد و آهم گواهه مو خوندم در ازل از نقش چشمت كه خط سرنوشتم اشتباهه | |
| ادامه مطالب ... |