بوسیدن لب یار آسان بود ولیکن
گوییم جان ندارد یا دل نمیسپارد
+
نوشته شده در جمعه 13 اسفند1389ساعت 4:5 توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
+
نوشته شده در جمعه 13 اسفند1389ساعت 4:5 توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
اول ز دست مگذار راز نهفته گفتنکاخر ملول گردی از بلبلان شنیدن
+
نوشته شده در جمعه 13 اسفند1389ساعت 4:4 توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|