تبليغاتX
و یکی گفت ...

و یکی گفت ...

... و یکی گفت : راهی را برویم که حتما برسیم

نخستین مطلب از شوپلیشک در روزنامه کیهان

واقعا جالبه! حکایت این نوشتنای ما توی این روزنومچه ها ! هفته گذشته یه مطلب چاژ شد تو همشهری که من تهیه کرده بودم . البته برو بچ صفحه دخل و خرج همشهری هم یه چیزایی زده بودن تنگش و سپرده بودن به چاپ. بگذریم که با تغییرات حاصله جون مایه اصلی کار از بین رفت.. ولی باز هم بد نشد. به هر حال تو این فقره قصدمون خیر بود. استثنائا... !

اگه می خواید ببینید اینجا رو بلینکید : مشکلات ضرب در سه

اما تو کیهان نوشتن من دیگه خیلی ... ! چرا؟ چرا شو عرض می کنم خدمتتون:

من کیهانو خیلی کم می خونم. برا خودم باشه ۶ ماهی یه بار شاید. ولی تو اداره باشه و مخصوصا ایامی مثل انتخابات و این حرفا خبراشو یه نیگا می ندازم. جالب بود من این مطلب رو بهشون داده بودم . عزیزان کیهانی هم گفته بودن چاپش می کنیم همین روزا ولی باز هم بی خیال بودم.

شنبه از دکه یه جام جم خریدم . ۱۰۰ تومن دادم خورده نداشت بقیشو آدامس داد. گفتم یه کیهان بخرم ولی باز هم بی خیال بودم. گفتم درسته گفتن می چاپیم ولی نه به این زودی.

آره حتی حاضر نبودم محض خاطر خدا یه شماره شو بخرم. ولی از بد روزگار امشب که دیگه وارد روز سه شنبه شدیم تازه فهمیدم که اون مطلب تو شماره شنبه چاپ شده. اینو هم البته از یکی از دوستا شنیدم که زنگ زد و گفت راستی این مطلب مال تو نیست؟!

واقعا بد دور و زمونه ای شده...

ولی دستشون درست! تیتر خودمو زدن.  به عنوان اولین کار زیادی حال دادن.

تو سایت کیهان هم که متاسفانه لینکاش کامل و درس درمون نیس. ببخشین دیگه .

زت زیاد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1384ساعت 1:31  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

طراحی جدید

این هم یه طرح جدید. اره دیگه اگه خودمون خودمونو تحویل نگیریم پس کی می خواد بگیره!

عکس ها از : سعید نعمتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 21:48  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |